تبليغاتX
یازگل

 

 

نانوا را قلبم می‌شناسد
تنش مثل یک مرمر عتیقه
تنها در نهانخانه کار می‌کند
تا برای من نانی سحرانگیز بپزد
من فقط برای او زنده‌ام و
فقط اوست که می‌داند
چطور چشمان طلایی‌ام را تماشا کند.
راز زیبای گل گندم؛
راز تو را خواب می‌کند
فقط بر او اثر نمی‌کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 23:53  توسط یازگل  |